ابراهيم عاملي ( موثق )
35
تفسير عاملي ( فارسي )
الى الحقّ ناميدهاند ، پس هر كس خود ميتواند بفهمد كه از اهل دار السّلام است يا شايسته ى نظر بسوى حقّ ، چون اگر صالح و درست كردار بود ولى دلباخته ى علم و معرفت به اين عالم نبود ، مرد دار السّلامة است و بهشت ، ولى اگر در خود احساس عشق بدانش كرد و لذت زيبائيهاى علوم او را به خود مشغول نمود ، بداند كه پس از استعداد تام بىشكّ ناظر بسوى حقّ خواهد بود . و نظر بسوى حقّ به گمان مردم مانند ديدن صورت يك پادشاه است ، ولى مرد علم و دقّت و معرفت اوّل متوجّه بمصنوعات و علوم حقّ مىشود ، و چنانچه حقّ بخلق آفرينش و روزى داده است مرد معرفت ، بمردم علم بحقّ را ياد ميدهد ، سپس بدرجات معرفت جماد و نبات و انسان و ماه و ستاره نزديك مىشود بطورى كه چون از اين عالم برود خود را در حضور محبوب مييابد كه بدوران زندگى با او هم سر و كار داشته است ولى پرده ى حواسّ ظاهر جلوگير ديدار بوده است ، و اين حديث كه علىّ عليه السّلام كلمه ى « زيادة » را تفسير فرموده است بمرواريدى كه چهار در دارد مقصود آن حضرت همين است كه جهان در چشم عالم آن قدر زيبا است كه مانند مرواريد ميدرخشد ، و اوّل نظر عالم بسوى حقّ ديدن همين زيبائى است و تا علم به اين موجودات زيبا فراهم نشود زيبائى آن درك نميشود و چون عالم شد و زيبائيها را درك كرد ، آن جميل حقيقى را درك مىكند ، و چون توجّه عموم مردم به اين حقايق مشكل است آن حضرت با اين مثال مطلب را فهمانده است . يكى از علما اين مطلب من را ديد و گفت : چه تناسب است ميان علم و نظر بسوى حقّ ؟ چون علم چيزى است و استفاده ى از ديدناست مثال مطلب ر افهمانده است يكى از علما اين مطلب من را ديد و گفت چه تناسب صورت زيبا و لذّت آن چيز ديگر است ، من بجواب گفتم : ديدن يك صورت زيبا و اندازه و رنگ و حالات جالب آن انسان را مسرور و محظوظ مىكند ولى « حسّ باصره » يكى از پنج وسيله ى فراهمى علم است به چيزى ، پس اگر با ديدن اين زيبائيها نرميهاى مطبوع آن هم لمس شد و آواز خوش آن هم شنيده شد و هم شامه بوى خوش آن را استفاده كرد و طعم خوب آن چشيده شد ، آن وقت است كه كمال اطَّلاع بر هويّت و ارزش آنچه ديده فراهم مىشود و لذّت و دوستى به آن چند برابر خواهد شد